تا حالا شده انقدر فکر تو سرت باشه که سرت رو به انفجار بره؟ انقدر زیاد که حتی نتونی فقط روی یکیشون متمرکز بشی چون هر لحظه فکرای جدید تری به مغزت هجوم میارن؟
پیتر جزو این ادماست. اون انقدر ایده ها و فکرای عجیب و ناب داره که برای تخلیشون باید اونا رو روی کاغذ بیاره تا مغزش یه کم خالی بشه اما خیلی سریع فکرای تازه به ذهنش میرسه و جاهایی که تو مغزش خالی کرده رو دوباره پر میکنه.برای همینم پیتر نمیتونه فقط روی یکی کار کنه و کتاب بنویسه و به جاش این ایده ها رو به نویسنده ها میفروشه یعنی تبدیل میشه به مرد داستان فروش.اگر چه همه چیز همیشه این جوری باقی نمیمونه...
یوستین گاردر نویسنده ی نروژی این رمان طوری تفکرات و اعتقادات پیتر رو گفته که ادم شک میکنه شاید خودش اون مرد داستان فروشه البته باید بگم این اعتقاداتش اخرش کار دستش میده!
کتاب توسط انتشارات تندیس و میشه گفت به تازگی چاپ شده و قیمتش هم ۲۵۰۰ تومان است.

تا حالا هيچوقت خودتونو جاي يك دلقك گذاشتين ؟ فكر كردين يك دلقك با اون گريم مضحكش و حركات به ظاهر مسخره اش چه جور آدمي مي تونه باشه ؟ اصلاً تا حالا يه دلقكو جدي گرفتين؟ در هر صورت دلقك اين كتاب خيلي فرق داره با اون ذهنيتي كه شما ممكنه از يه دلقك داشته باشين، يه دلقك با نگاهي فيلسوفانه به دنيا، يه دلقك فيلسوف! (چقدر گفتم دلقك!) «عقايد يك دلقك » داستان يك دلقكه كه بعد از اينكه معشوقه اش ،ماري، تركش مي كنه، زندگيش حسابي به هم مي ريزه و او هم براي فراموش كردن و كاهش دردها و رنج هاش به الكل پناه مي بره و به قول خودش « دلقكي كه به مشروب و الكل پناه ببرد ، خيلي سريعتر از يك شيرواني ساز مست سقوط خواهد كرد.» نتيجه اين ميشه كه سر اجراهاش به كارهاي خودش مي خنده و در نهايت يك بار زمين مي خوره و زانوش بدجوري زخمي ميشه . دلقك ما حالا با زانوي زخميش در حالي كه دستمزدش به شدت كم شده ، به خونه اش تو شهر خودش رفته و در عين حال كه مي شينه تو خونه اش و به بقيه تلفن مي زنه يا كاراي ديگه اش رو انجام ميده ،گذشته اش رو هم به خاطر مياره ،اونم چه گذشته اي. چيزي كه اين وسط شما رو جذب دلقك كتاب ميكنه ، طرز نگاهش به موضوعات اطرافش و آدماي دورو برشه، مي شه گفت يه جور فلسفه ي زندگي ، فلسفه ي يك دلقك! خيلي ها ممكنه هاينريش بل رو به خاطر كتاب «سيماي زني در ميان جمع» به ياد بيارن ، اما اين كتابش هم خيلي عاليه.


نوشته زیر شامل سه بخش تقریباٌ مجزا است.ابتدا به معرفی کتاب "هزار خورشید درخشان"، دومین اثر خالد حسینی، می پردازم. در بخش دوم مقاله کوتاهی درباره همسایه شرقی مان، افغانستان، آمده است و نوشته خالد حسینی در پایان کتابش تحت عنوان "خاتمه"، پایان بخش این نوشته است.
"هزار خورشید درخشان" روایت زندگی دو زن افغان، مریم و لیلا، است که زندگی شان در یک حادثه به هم پیوند می خورد.مریم میوه روابط یک مرد ثروتمند هراتی،جلیل، با خدمتکارش،نانا، است که برای جلوگیری از لکه دار شدن آبروی خانواده جلیل، به اجبار به عقد یک کفاش ساکن کابل در می آید. لیلا نیز دختر یک زوج متجدد است که پس از از دست دادن والدینش در حادثه برخورد موشک با خانه شان، چاره ای جز ازدواج با رشید پیدا نمی کند و هووی مریم می شود. تمامی جنگهای چندین سال اخیر افغانستان، از حمله روسیه تا پیدایش طالبان و پس از آن اشغال توسط نطامیان آمریکا، با جزئیات بیشتر نسبت به "بادبادک باز" رمان قبلی نویسنده ذکر شده است. این کتاب نیز مانند اثر قبلی نویسنده به دلیل اسامی فارسی شخصیت های آن برای خوانندگان ایرانی بسیار ملموس است.اسم کتاب از این بیت صائب تبریزی درباره کابل برداشت شده است:
حساب مه جبینان لب بامش که می داند دو صد خورشید رو افتاده در هر پای دیوارش
خلاصه اگر بادبادک باز را خوانده اید و خوشتان آمده، از خواندن این کتاب نیز لذت خواهید برد. گفته می شد مهدی غبرایی در حال ترجمه این کتاب است که انتشارات باغ نو آن را با ترجمه شرمگینانه بیتا کاظمی منتشر کرد! قیمت کتاب هم 6000 تومان است که قدری غیرمنصفانه است.
.................................................................................
افغانستان که در سالیان دور جزئی از قلمرو ایران بوده است، امروز در حال گذر از عقب ماندگی است ولی نگاه ما به این همسایگان شرقی مان تغییری نکرده است و بسیاری از ما هنوز آنها را به چشم کارگر ساختمانی نگاه می کنیم. نویسندگان بی ذوق سریال طنز "چارخونه" گویا راهی ساده تر و موثرتر از تمسخر مردم این دیار برای خنداندن مردم نیافته اند. این گونه است که ما نه تنها با مشاهده فیلم هایی نظیر "برات"، غربی ها را در تخریب فرهنگ کهن( یا به قول غرب عقب افتاده) شرق، همراهی می کنیم بلکه خود نیز آگاهانه یا ناآگاهانه تیشه به ریشه خود می زنیم. به امید روزی که نه تنها در ظاهر که در باطن نیز احترامی درخور همسایگانمان برای آنهایی که روزی از خود ما بوده اند قائل باشیم.
..................................................................................
خاتمه
برای حدود بیش از سه دهه بحران پناهندگان افغانی یکی از حادترین مسائل جهانی بوده است. جنگ، گرسنگی، هرج و مرج و ظلم و بیداد میلیونها نفر چون طارق و خانواده اش در این داستان را وادار به ترک خانه هایشان و و فرار از افغانستان به منظور سکونت در کشورهای همسایه، پاکستان و ایران کرده است. در دوران اوج این کوچ دسته جمعی نزدیک به هشت میلیون افغانی به عنوان پناهنده در خارج زندگی می کردند. امروز بیش از دو میلیون افغانی هنوز در پاکستان هستند.
در طی سال گذشته این افتخار نصیب من شد که به عنوان نماینده آمریکایی سازمان پناهندگان وابسته به سازمان ملل، UNHCR،کار کنم. قیومیت اصلی سازمان پناهندگان سازمان ملل حفاظت از حقوق اولیه ی انسانی پناهندگان و تامین کمک های اضطراری و یاری به آنها به منظور آغاز مجدد زندگی در محیطی امن است. این سازمان به بیش از بیست میلیون انسان جابجا شده در سراسر جهان مساعدت می کند، نه فقط در افغانستان بلکه در جاهایی چون کلمبیا، برونئی، کنگو، چاد و منطقه دارفو کشور سودان.
همکاری با سازمان پناهندگان سازمان ملل متحد UNHCRبه منظور کمک به پناهندگان یکی از پرمعناترین و مسرت بخش ترین تجربیات زندگی من بوده است.
برای کمک و یا فقط کسب اطلاعات بیشتر درباره UNHCR و کارهای این سازمان و یا به منظور آشنایی بیشتر با موقعیت و گرفتاری های پناهندگان به طور کلی به سایت اینترنتی www.unrefugees.org
مراجعه کنید.
با تشکر
خالد حسینی
31 ژانویه 2007
رولد دال را بيشتر با داستانهايي كه براي بچه ها مينويسه يعني نوشته ميشناسيم انگشت جادويي ، جادوگرها، دني قهرمان جهان يا چارلي و كارخانه شكلات سازي كه از اول تا آخرش بايد آب دهنتو قورت بدي با خيلي از كتاباي ديگه . ولي دال داستان هايي هم براي بزرگترها نوشته كه به اندازه ي داستانهاي كودكانه اش خوندني ، جالب و خيليم پركششند .
اين كتاب هفت داستان كوتاه با نام هاي چتر فروش( كه خيلي پايان غير منتظره اي داره) آقاي باتيبول انتقام جويي استخراج معدن است (از همه ي داستاناش باحال تره خيليم هيجان داره) ، پيشخدمت (نميدونم چرا اسم كتابو اين يكي گذاشتن! ) ، اه راز شيرين حيات ، كتاب فروش ، مفت سوار ، جراح عمومي و مهمان داره . نشر مركز چاپش كرده قيمتش هم 2750 تومانه كه احتمالا 50 تومنشم لطف كردن بهمون تخفيف دادند .
تينا
نميدونم سلينجر( با نام كامل جروم ديويد سلينجر) رو مي شناسيد يا نه ، اگه نمي شناسيدش بايد بگم كه يكي از بزرگترين نويسنده هاي قرن بيستمه ، تعداد معدودي كتاب نوشته و ساليان سال مي شه كه هيچ كتابي منتشر نكرده ، توي يك خونه ويلايي دور از شهر زندگي ميكنه و همون كتابايي كه منتشر كرده به اندازه يي پرفروش بودند كه هيچ نگراني براي گذران زندگي نداشته باشه . اسم ناطور دشت كه به گوشتون خورده ؟ معروفترين اثر سلينجر كه يكي از بهترين رمانهاي قرن بيستمه و اين روزا خوندنش مثل خوندن كيمياگر پائولو كوئيلو داره به يه مد فراگير تبديل ميشه و اگر هم كسي اونو نخونده حتما بايد يه نسخه اش رو تو كتابخونش داشته باشه ، اينم از اوضاع كتابخوني جامعه ي ما ، خب بگذريم ، فرني و زويي ابتدا در قالب دو داستان جداگانه در مجله ي نيويوركر چاپ شدند و بعدا به صورت يك كتاب منتشر شد. فرني و زويي درباره ي يك برادر و خواهر به اسم فرني وزويي ست! ، اعضاي يك خانواده ي ايرلندي- يهودي به اسم گلس كه تو نيويورك زندگي مي كنند و صاحب 7 تا فرزندند كه بزرگترينشون كه خيلي هم باهوش بوده خودكشي كرده . فرني يه دانشجوست و احساس مي كنه كه از جستوي نوميدانه اش براي يافتن معنايي روحاني و غيرمادي براي زندگي منحرف شده ، در مقابل، برادرش ، زويي ، يك بازيگر تلويزيونه كه صميمي ،خونگرم و تا حدودي آسان گير و بي خياله كه با فساد و انحرافي كه توي دنيا مي بينه صلح كرده . نميدونم كه فرني و زويي رو انتشارات ديگه اي هم منتشر كرده اما اوني كه من خوندم از انتشارات نيلا ست.



