تبليغاتX
باشگاه کتاب
کوری/ژوزه ساراماگو/ ترجمه مینو مشیری
 

  ساراماگو در سال 1992 در نزدیکی لیسبون در خانواده ای تنگدست به دنیا آمد و  به دلیل فقر نتوانست تحصیلات دانشگاهی اش را به پایان برساند. در یک آهنگری به کار مشغول شد تا بتواند به طور پاره وقت به درسش ادامه دهد.

رمان "کوری" در سال 1995 منتشر شد. ساراماگو می گوید:" این کوری واقعی نیست، تمثیلی است. کور شدن عقل و فهم انسان است. ما انسان ها عقل داریم و عاقلانه رفتار نمی کنیم...."

کوری مورد نظر ساراماگو در این کتاب کوری معنوی است. قانونمندی و رفتار عاقلانه خود به نوعی آغاز بینایی است.می توان این نکته را در سخنان شخصیت های داستان مخصوصا در پایان در سخن زن دکتر که می گوید:" چرا ما کور شدیم، نمی دانم، شاید روزی بفهمیم، می خواهی عقیده ی مرا بدانی، بله، بگو، فکر می کنم ما کور شدیم، ما کور هستیم کور اما بینا، کورهایی که می توانند ببینند اما نمی بینند."

این کتاب برنده ی جایزه ی نوبل 1998 شده است.

   « ریحانه رضا شاطری»

  

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت19:51توسط مدیر وبلاگ |
5 نفری که در بهشت ملاقات می کنید/ میچ آلبوم/ ترجمه مژگان حسن زاده
 

   میچ آلبوم، نویسنده کتاب پر فروش "سه شنبه ها با موری" پس از سال ها با رمان جذاب و تازه ای که در حال حاضر پر فروش ترین کتاب نیویورک سیتی است به نام " 5 نفری که در بهشت ملاقات می کنیم" باز می گردد. در این رمان رازی نهفته است.

ادی سربازی قدیمی است که احساس می کند زندگی اش را بیهوده گذرانده و حالا در تله ی زندگی به دام افتاده. او تعمیرکار ماشین های یک پارک بازی است و زندگی دراز و خسته کننده اش در کار،تنهایی و حسرت خلاصه می شود.

او در سالگرد هشتاد و سومین تولدش، حین نجات زندگی دختر بچه ای در پارک، می میرد و به بهشت می رود.

5 نفری که آن ها را در زندگی می شناخته و قبل از او در گذشته اند، را در بهشت ملاقات می کند و آنها برایش رازهای زندگی اش را آشکار می کنند و مسیر حیات باقی او را برای همیشه تغییر می دهند.

 

   « ریحانه رضا شاطری»

 

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت19:44توسط مدیر وبلاگ |
محبت/ ادموند آمیچیس/ ترجمه بهمن فرزانه
 

ادموند  آمیچیس در سال 1846 در شهر ایمپریا در شمال ایتالیا متولد شد. از همان نوجوانی جنگ های کاریبالدی برای اتحاد ایتالیا او را تحت تاثیر قرار داد به طوری که در 14 سالگی به فکر افتاد که از خانه فرار کند و به ارتش ملحق شود. وی در سال 1861 در مدرسه نظامی نامنویسی کرد.

مجموعه مقالات و خاطراتش را در سال 1868 با عنوان "زندگی نظامی" به چاپ رساند و آنچنان مورد توجه قرار گرفت که  ارتش را ترک کرد و به نویسندگی مشغول شد.

ادموند ده سال از عمرش را در سفر سپری کرد و سفرنامه های خود را نیز به چاپ رساند."اسپانیا" در سال 1872، "هلند و خاطرات شهر لندن" در سال 1874، "مراکش" در سال 1876، "قسطنطـنیه" در سال 1878و "خاطرات پاریس" را در سال 1879.

محبت در سال 1886 به چاپ رسید و شهرتی جهانی یافت.

 

   « ریحانه رضا شاطری»

 

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت19:42توسط مدیر وبلاگ |
از دولت عشق /کاترین پاندر/ترجمه گیتی خوشدل
 

   این کتاب که بارها تجدید چاپ شده،اولین بار در سال1966 توسط Unity school of Christianity منتشر شد.

دارای 7 بخش: معجزه ی عشق، راه کامیابی خود را دوست بدارید، قدرت رستاخیز بخش عشق، شیوه ی ویژه ی عشق1، شیوه ی ویژه ی عشق2 و از دولت عشق.

خانم کاترین پاندر نامه های آموزنده و جالبی را که دریافت کرده را به متن کتاب افزوده است.

با قیمت 1200 تومان به فروش می رود

دارای 109 صفحه است.

برای متحول کردن و متحول شدن این کتاب توصیه می شود.

 

    « ریحانه رضا شاطری»

 

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت19:36توسط مدیر وبلاگ |
طوفان دیگری در راه است/ سید مهدی شجاعی

 

   زینت خانم که یک رقاص مشهور است  ناگهان در مجلس یکی از درباریان پهلوی به ثروت و شهرت خود پشت می کند و با پسر نوجوانی که گرفتار عطش شهوت شده فرار می کند و از ترس دربار به روستایی پناه می برد و در آنجا با زنی به نام خدیجه (مش خجه) آشنا می شود و پسر نوجوان را به عقد او در می آورد. زینت که مانند یک مادر دلسوز از کمال مراقبت کرده، او را برای گرفتن دیپلم یاری می کند و با همکاری برادران که در آمریکا زندگی می کنند او را برای ادامه تحصیل راهی آمریکا می کند. ولی کمال در آنجا هم ارتباطش را با عزیز ترین کس اش قطع نمی کند و با ارسال نامه از حال و روز مازی (مامان زینت) با خبر می شود.  کمال در رشته ی مغز و اعصاب تا مدرک تخصص پیش می رود. وقتی با خبر می شود که دکتر چمران - که کمال در آمریکا با او آشنا شده -  در اهواز است و برای دفاع از وطن می جنگد او هم رهسپار اهواز می شود و همپای چمران و گروهش در مقابل دشمن بر می آید. و به دنبال جراحتی سخت در یک عملیات به بیمارستان تهران منتقل می شود و در همانجا به مقام شهادت نائل می شود. زینت که  سال ها بعد با پدر کمال روبه رو می شود داستان را برایش تعریف می کند.( من کلی با این داستان حال کردم و توصیه می کنم شما هم حتماً این کتاب رو بخونید.)

 

   « ریحانه رضا شاطری»

 

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت19:30توسط مدیر وبلاگ |
ذن عکاسی/ پل مارتین لستر/ترجمه :جواد منتظری /نشر ماه ریز/ قیمت1500 تومان
 

 « ذن عکاسی » نوشته « پل مارتین لستر » پرفسور رشته ارتباطات دانشگاه ایالتی کالیفرنیا و از عکاسان شناخته شده جهان و ترجمه « جواد منتظری » ازعکاسان جوان و خوش ذوق است.کتابی 120صفحه ای که حاوی 100 نکته کوتاه و خواندنی درباره عکاسی است که نویسنده در طول 25 سال آنها را به رشته تحریر در آورده است.نکاتی که حاصل تحصیلات نگارنده در رشته های عکاسی و فلسفه ذن بوده است.

نویسنده در این کتاب خواسته است تا به کمک دوربین و وسیله قرار دادن آن برای برقرای ارتباط با دنیای اطراف زندگی ، دید تازه نسبت به زندگی را بیاموزد.

این کتاب می آموزد که هنر عکاسی به واقع چیزی بیشتر از دانستن اطلاعات تئوری عکاسی و چگونگی استفاده از دوربین است.آن چیزی که عکسی را خلق می کند و آن را از دیگر عکس ها متمایز و ممتاز می کند ، نوع نگاه بدیع و تازه ای است که عکاس خلاق به یاری آن توانسته اثری بکر را خلق نماید.

و در نگاهی کلی تر هدف این کتاب گفتن این نکته است که:« چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید »

 

    «علیرضا رضا شاطری »

 

+نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت22:10توسط مدیر وبلاگ |
سلوک / محمود دولت آبادی / نشر چشمه
 

بعضی کتاب ها هستند که تا دستشون می گیری و چند خط ازشون می خونی به دستات می چسبند و  تا وقتی که آخرین کلمه شون رو نخوندی نمیشه اونها رو پائین بگذاری.هیپنوتیزمت می کنند و جلوشون میخکوب میشی و همینطور تا ته خط باهاشون می ری.

« سلوک » کتاب 212 صفحه ای ، نوشته « محمود دولت آبادی » با من اینکار رو کرد.تا دستش گرفتم و چند خطش رو خوندم آنچنان به دستام چسبید که تا آخر خط  نتونستم ازش جداشم.میخکوبش شده بودم و همینطور یکریز تا تهش رفتم.

   « سلوک » روایتگر حکایتی عاشقانه است که به قلم نویسنده ای توانا چون « محمود دولت آبادی » لحظاتی به یادماندنی  و لذت بخش برای خوانندگانش به وجود میاره.

 (« تو آمدی و من با خود گفتم خجسته باد؛طالع شد» و « او » که طالع می شد چه کسی بود و از کجا می شناختش و برای چه؛ و از چه هنگام در انتظارش روز را به شب و شب را به روز رسانیده بود؟  «...چگونه باز کنم،چگونه بگشایم راز این زاویه ازهستی آدمی را که نمی شناسم و می شناسم،که می شناسم و نمی شناسم »

یک بار،بیش از یکبار به او گفته بود « در نبودت هم،من نوزاد، از آغاز به جستجوی تو بوده ام سرگردان کوچه ها و خیابان ها در یک خانه به دوشی مستمر و در سفری که خوب به یاد می آورم از کدام زاویه ذهنم آغاز شده بود؛و چون طالع شدی و نفس کشیدم و با خود گفتم آی...سرانجام آمد!» )

 

    «علیرضا رضا شاطری »

 

+نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت22:5توسط مدیر وبلاگ |
آدم و حوا /محمد محمد علی/نشر کاروان
 

« آدم و حوا » نخستین بخش از کتاب سه گانه روز اول عشق اثر « محمد محمد علی » است.روایتی عاشقانه که از زبان حوا روایت می شود.عشق خدا به آدم ، عشق ابلیس به خدا و عشق آدم و حوا.

 در این کتاب نویسنده کوشیده است تا با استفاده از تمام مطالب و مستندات در متون مختلف و بالاخص متون اسلامی روایتی تازه از داستان آفرینش خلق کند و به داستان آفرینش ازمنظری نو بپردازد.

« خدای در خاک ها نظر کرد.همان بود که اراده کرده بود. آنگاه ابر گرم را فراخواند.فرمود تا چهل روز باران محبت و اندوه بر خاک ببارد.خاک که سیراب محبت و اندوه شد،خدای به ابر گرم فرمود تا یک ساعت نیز باران شعف و شادی بر خاک ببارد. ابر باز هم فرمان برد.بر سر دریای شادی رفت.قطراتی چند آورد و بر آن خاک فشاند.آنگاه خدای خاک و آب را در هم ریخت و گل ساخت،به همان نحو که اراده فرموده بود،ملات را چنگ زد....آنگاه که گل آماده شد،خدای پنجه هنر در آن افکند ، به هر قطعه صورتی می داد، به هر شکل حفره ای می ساخت و چون حفره ای پدید می آمد ، برجستگی ها نمایان می شد و چون برجستگی ها نمایان می گردید،راه عبور هوا و برجستگی ها لازم می آمد....هیکل که شکل گرفت ، خدای در او نگریست ، به سر پنجه تدبیر برخی نقاط را نرم و برخی را سخت ، برخی جاها را زبر و برخی را لطیف گردانید تا هر یک را به کاری گیرد.»

 

 

«علیرضا رضا شاطری »

 

+نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت21:56توسط مدیر وبلاگ |
نیایش/ مهاتما گاندی/ترجمه : شهرام نقش تبریزی/نشر نی
 

 من بر این اعتقادم که نیایش ، روح و گوهر مذهب است و به همین دلیل باید هسته زندگی انسان تلقی شود ، زیرا هیچ انسانی نمی تواند بدون مذهب زندگی کند.

                                                                                     مهاتما گاندی

 

 نیایش اثر رهبر فقید انقلاب هند « مهاتما گاندی » که در کشور ما بیشتر به عنوان یک رهبر سیاسی شناخته می شود.اما جدای از چهره سیاسی گاندی ، او یک قدیس و روحانی نیزبوده است.قدیسی پرهیزکار که کم می خورد،کم می گوید و کم می خوابد و لحظه ای از نیایش دوری نمی کند.

کتاب « نیایش » که یکی از برترین و پرفروشترین کتب در باب الهیات در سال 84 بود مجموعه ای ازسخنان پراکنده گاندی درباره نیایش است ، به روشنی نمایانگر وجه روحانی او است.کتابی سرشار از معنویت.

کتاب شامل سه بخش است .بخش نخست کندو کاوی است در معنای نیایش که به موضوعات مورد توجه خوانندگان با هر کیش و آئین میپردازد.در بخش دوم شیوه های نیایش توصیف می شود و در بخش سوم کتاب تاملی است درباره تکرار نام خدا ، که گاندی آن را برترین شیوه نیایش می داند.

گاندی در این کتاب به تمامی شبهات و سوال هائی که در باب نیایش وجود دارد پاسخ می گوید.به این سوال که اگر خدا دانای بر امور است پس نیایش به چه کار می آید.این که شیوه نیایش چگونه می تواند ما را در زندگی بهتر یاری کند و بسیارسوالات دیگر.

 

به سخن آن موجود کوچک که در قلبت خانه کرده است اطمینان کن.

                                                                                          مهاتما گاندی

 

   «علیرضا رضا شاطری »

  

+نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت21:50توسط مدیر وبلاگ |
پیر مرد و دریا /ارنست همینگوی / ترجمه: نجف دریا بندری / نشر خوارزمی
 

            

  حتما شنیده اید که میگن مزه فلان غذا هنوز زیر زبونم مونده و تا یادش می افتم یه حس خوشایند بهم دست میده. این حس خوشایند برای من نه از خوردن یک غذا که ازخوندن یک کتاب بدست اومد.

کتاب « پیرمرد و دریا » اثر جاودان «ارنست همینگوی».

  نویسنده نام آشنای ما تو یه کتاب حدودا 85 صفحه ای آنچنان هنرنمائی کرده و برای خلق اثرش مایه گذاشته که به نظر من تنها نوشتن همین کتاب برای گفتن این که همینگوی یکی از بزرگترین نویسندگان تاریخه کفایت می کنه.

شاهکار همینگوی آنچنان من رو منقلب کرد که حالا با گذشت 4 سال از خوندنش  الان که دارم برای شما درباره اش می نویسم باز هم همان احساس خوشایند تمام وجودم رو گرفته. و من تا عمر دارم لذت خواندن چنین کتابی رو فراموش نمی کنم.

و از خدا برای اینکه همینگوی رو خلق کرد برای اینکه من رو تو موقعیت خوندن کتابش قرار داد و به خاطر اینکه معلمانی را آفرید تا به من سواد خواندن بیاموزند و من اینگونه از خواندن غرق در لذت بشم سپاسگزارم.

امیدوارم شما دوستان عزیز بتونید با خوندن این شاهکار بی بدیل چون من سالها غرق در لذت و شادی بشید.و توصیه می کنم که حتما این کتاب رو با ترجمه «استاد نجف دریا بندری» منتشره نشر خوارزمی تهیه کنید.

پیشاپیش ورودتان را به دنیای زیبا و لذت بخش «پیرمرد و دریا» خوش آمد می گویم.

 

  

  «علیرضا رضا شاطری »

 

+نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت21:40توسط مدیر وبلاگ |
شطرنج با ماشین قیامت / حبیب احمدزاده
 

                                                    

   چند هفته ی پیش یکی از دوستان کتاب گرای ۲۷۰ درجه را معرفی کردند که از ادبیات جنگ به شمار میرود و اتفاقا از بهترین رمان هایی که در حوزه ی ادبیات جنگ نوشته شده هم اسم شطرنج با ماشین قیامت رو نام بردند که من امروز میخوام معرفیش کنم.

   داستان از اونجا شروع میشه که از یکی از قرارگاههای نظامی نامه ای سری مبنی بر مستقر بودن نوعی رادار فرانسوی در مناطق عملیاتی جنوب میرسد و ...(فکر میکنم اگه بیشتر توضیح بدم داستان لو میره).

   احمد زاده قصه رو از زبون یک دیده بان جوان روایت میکنه و ما داستان رو با دید او و وابسته به افکارش دنبال میکنیم.شخصیت های دیگر داستان هم کاملا قابل لمس و نزدیک هستند: اقای مهندس با عقاید عجیب و غریبش،گیتی بد دهن و خشن،اسدالله شوخ و بقیه.

   فضاهای موجود در داستان هم خوب توصیف شدند مثلا خانه ی متروک و نیمه ساز مهندس، محله ی بدنام گیتی یا خود شهر که گاهی مردم در ان بی اعتنا به جنگ در حال زندگی روزمره هستند و گاهی ترس و واهمه در ان موج میزند.

   در ابتدای کتاب سه ایه از تورات ،انجیل و قران اورده شده و نویسنده از مضمون هر آیه در قسمتی از داستان استفاده کرده است.کتاب که پارسال جزء کاندیدای برگزیده ی کتاب ادبی سال هم بوده بعد از کتاب گرای ۲۷۰ درجه دیگر کتابی است که توسط اسپراکمن امریکایی در حال ترجمه به امریکایی است.

   شطرنج با ماشین قیامت توسط انتشارات سوره ی مهر منتشر شده و قیمت ان ۲۸۰۰ تومان است.

 

+نوشته شده در جمعه هفتم دی 1386ساعت1:5توسط تينا صادقي |