
قبل از هر چیز به معرفی کتاب خانم "تینا صادقی" احترام می گذارم .
هرابال به یقین بزرگ ترین نویسنده ای است که امروز در سرزمین چک داریم(میلان کوندرا)
اولین و آخرین کتابی از "بهومیل هرابال" که در ایران ترجمه شده و مانند نام آن درونش هم دنیای تضاد هاست .دنیای چیدمان رویا و واقعیت ..لودگی و جدیت..اجبار و انتخاب..گذشته و حال..پیشرفت و پسرفت..عشق و مرگ..همه ی این المانها در کنار هم هستند .
تنهایی پر هیاهو اینگونه آغاز می شود:"سی و پنج سال است که در کار کاغذ باطله هستم و این قصه عاشقانه ی من است ...."
این کتاب ۱۰۵ صفحه دارد برای کسانی که از حجم کتاب می ترسند !!
تنهایی پر هیاهو آنقدر مسلط و آشنا نگارش شده است که در عین پیچیدگی و بیان واقعیت ها یی که به سادگی از چشم پوشیده می شوند در دل خواننده جایگاه خوبی را پیدا می کند و اصولا ادبیات بلوک شرق اروپا و کشورهای کمونیستی سابق به راحتی با مخاطب ایرانی ارتباط برقرار می کنند و شاید علت آن دغدغه های نزدیک فکری این جوامع با هم باشد .
در مورد قابلیت خاص این کتاب باید گفت که همزاد پنداری بسیار آشنا با دانای کل اثر و قدرت قلم نویسنده برای به تصویر کشیدن زشتی های زندگی روزمره فضای امنی را در عین سادگی به تصویر می کشد که تنها بهومیل هرابال (پدر سالار بزرگان ادبیات قرن بیستم چک) این جذابیت فوق العاده را می تواند برای خواننده ایجاد می کند .
فقط می توانم بگویم این شاهکار ادبی را بخوانید ...و به خود و دیگران هدیه دهید .

شبهای چهارشنبه عنوان یکی از هشت داستانی است که نام خود را به اولین مجموعه داستان اذردخت بهرامی بخشیده است. این داستان در سال ۱۳۸۲ جایزه ی دوم مسابقه ی اینترنتی « بهرام صادقی » را کسب کرد. داستانهایی از این مجموعه به زبان های ایتالیایی ، المانی ،انگلیسی ،سوئدی و فارسی در مجلات، فصلنامه ها و مجموعه داستانهای خارج از کشور منتشر شده اند. شخصیتها و راویان این داستانها زندگی و تنهایی های خود را روایت میکنند،حتی وقتی تنها نیستند و جفتی کنار خود دارند. خواننده همراه انها به جستجوی امید و کامکاری در وقایع و روزمرگی ها میرود. شاید تعیین کننده ترین عنصر سازنده ی این داستانها تقابل دنیای ذهنی شخصیتها باشد انطباق جهان بیرون با ان چه درون انها میگذرد.
«پشت کتاب»
برای خوندن این کتاب توصیه میکنم ناخنهای خود را بلند کنید. چون حسابی از خیانت این مردها حرص خواهید خورد و تبعا ناخنهای خود را نصف میکنید.طبق معمول کتابهای این چند سال اخیر موضوع بیشتر داستانهای این مجموعه هم خیانت است. ولی تکراری بودن موضوع اصلا دلیل نمیشود که خواندن این کتاب را بی خیال شوید. جدا بعد از خواندن هر داستان که موضوع خیانت داشت برای زنها متاسف شدم که مجبورند این مردها (منظور مردهای بد ) رو تحمل کنند.
این مجموعه داستان ۸۶ صفحه ای که به چاپ سوم رسیده و شامل هشت داستان کوتاه است برنده تندیس از اولین دوره ی جایزه ی ادبی روزی روزگاری و هشتمین دوره ی جایزه منتقدان و نویسندگان مطبوعات به عنوان بهترین مجموعه داستان سال ۱۳۸۵ میباشد.

مدت زیادی نبودم. حالا هم نیومدم که باشم، فقط اومدم به عنوان مهمون سری بزنم. هیچگونه فروتنی کاذبی هم تو حرفام نیست . البته دست خالی نیومدم. یه هدیه ناقابل: " خرده جنایت های زناشوهری"!
برای من با این همه کتاب های نخونده و نیمه خونده خریدن کتاب جدید تا حدودی احمقانه س البته فقط تا حدودی! کتاب تو لیست پر فروش های کتابفروشی نشر چشمه بود. کم حجم و ارزون. دیگه چی از این بهتر؟!
معرفی پشت جلد: " ژیل بر اثر حادثه ای مرموز دچار فراموشی می شود. همسرش لیزا او را به خانه می آورد ولی ژیل حافظه اش را از دست داده است و سعی می کند از صحبت ها و تعریف های همسرش، گذشته را بازسازی کند و هویت خود را باز یابد. اما آیا لیزا به او دروغ نمی گوید تا تصویر دیگری از زندگی زناشویی شان ارائه دهد؟ اصلا این زن کیست؟ آیا حقیقت دارد که همسر اوست؟ خرده جنایت های زناشوهری داستان زوجی است در پی حقیقت. در این نمایشنامه اریک امانوئل شمیت با طنزی سیاه، تحلیلی ظریف از دلداگی و زندگی زناشویی ارائه می دهد و خواننده را متحیر و شگفت زده هر لحظه غافلگیر می کند.
معرفی به سبک تینا صادقی: کتاب رو که باز می کنی زمین نمی ذاری تا تموم شه. بین خطوط کتاب شنا می کنی، کلمات رو مثل گوسفند می خوری و بع بع می کنی!!! ( حین خوندن کتاب دوست داشتم لحظاتی چشمامو ببندم و خودمو به جای ژیل فرض کنم. لیزا اسم رمانتیکیه! لیزا واقعا اسم رمانتیکیه!!!)
معرفی به سبک یسنا یوسفی وقتی اخترک بود: من امروز پیاده روی می کنم. بی خیال تاکسی. شما چطور؟!
معرفی به سبک جواد رئیسیان زاده: نمی دونم اریک امانوئل شمیت رو می شناسین یا نه؟ اگه نمی شناسین باید بگم من هم نمی شناسمش ولی پشت کتاب نوشته جایزه تئاتر فرهنگستان فرانسه سال 2001 به وی اهدا شد.
لیزا اگه اشتباه نکنم دارین روی ماشین من استقراغ می کنین.
ژیل متاسفم.
لیزا نه،نه ادامه بدین. به هر حال از رنگش متنفرم. همیشه دلم می خواست منحصر به فرد باشه.
ژیل حالا دیگه کاملا تکه!
...
ژیل چه جور زنی هستین؟
لیزا باب طبع شما؟
ژیل درسته. با هر جمله پشتم عرق می کنه. احساس می کنم مغزم خواب رفته، تمام عوارض بیماری ای که بهش خواطرخواهی می گن به سراغم اومده.
لیزا متاسفم، ولی علاجش دست من نیست.
ژیل خود شما علاجین. ...
صد البته نباید قیمت هدیه رو پرسید ولی خیالتون راحت. حدود همون یه بار تاکسی سواریه!
در انتهای کتاب از زبان نویسنده اینگونه آمده:« این رمان بار نخست در آوریل 2002 و با نام «دیوانه و برج مونپارناس» به عنوان رمان آنلاین به صورت فی البداهه و زیر چشم خوانندگان به مدت چهل و دو شب(هر شب یک قسمت) روی سایت شخصی من نوشته و منتشر شده است.«وردی که بره ها می خوانند » روایت بازنویسی شده ی همان متن است .در زبان فارسی این نخستین رمانی ست که به این شیوه نوشته شده است.در زبان های دیگر را نمی دانم. عنوان «رمان آنلاین»هم از جعلیات خود من است.»
«وردی که بره ها می خوانند» شامل سه داستان است که بطور موازی پیش می روند،چیزی مثل «مرشد و مارگاریتا» .اما در این جا هر کدام از داستان ها بخشی از زندگی نویسنده است :ماجراهای کودکی نویسنده ،وقایعی که در بیمارستان می گذرد و ماجرای ساختن چهلمین سه تار، سه تاری که قرار است در انتها نوایی جادویی و ناب داشته باشد. در این داستان ها نویسنده از هر دری حرف می زند اما کیفیت وشیوه روایت بسیار جذاب است و تا انتها خواننده را با خود می کشاند.
این رمان توسط انتشارات خاوران در سال 2007 در پاریس منتشر شده است! نگران نباشید،با جستجوی کوتاهی در سایت های دانلود e-book فارسی نظیر قفسه و .... میتوانید نسخه pdf این کتاب را گیر بیاورید،باور کنید چیزی از جذابیت کتاب کاسته نمی شود.
«راستش اگر زنده ام هنوز،اگر گه گاه به نظر می رسد که حتی پرم از جنبش حیات،فقط و فقط مال بی جربزه گی ست. می دانم کسی که تا این سن خودش را نکشته بعد از این هم نخواهد کشت.به همین قناعت خواهد کرد که برای بقا به طور روزمره نابود کند خود را:با افراط در سیگار،با بی نظمی در خواب و خوراک.با هر چیز که بکشد اما در درازای ایام.در مرگ بی صدا.
بیهوشی؟نه. مرگ در اوج رخوت و بی خبری!چه رویایی از این بهتر برای آدمی بزدل که هزار سال است مرگ شانه به شانه ی اوست؟»

دونالد بارتلمی نویسنده ی شهیر پست مدرن آمریکایی که داستان های کوتاه و بلندی دارد که تعداد بسیار محدود آنها در ایران ترجمه شده او ادبیات پست مدرن را به نام خود هدف گذاری کرده است این کتاب شامل بیست داستان کوتاه که در ۱۶۵ صفحه توسط انتشارات کلاغ سفید چاپ شده است ..
حس خلاقیت موجود در بین پاراگراف ها و کلمات کاملاْ خواننده را درگیر کرده و خواننده به عنوان کارکتری پویا صفحه به صفحه به دنیای خلق شده ی بارتلمی پا می گذارد.
رفتارها و واکنش هایی را نشان می دهد که گاه آنقدر تکرار شده اند که با چشمان ظاهری و غیر مسلح به نگاهی ژرف دیده نمی شوند اما بارتلمی آنها را به وضوح کامل دیده و روایت می کند و اما خواننده به هنگام مطالعه کتاب فراسوی دنیای تخیل شده ی خود را می بیند..
باید گفت قسمت هایی گنگی در این کتاب وجود دارند که این خود با اشراف کامل نویسنده شکل گرفته ولی در نگاه اول برای مخاطب پیچیده به نظر می رسد .
اگر اهل کتاب خواندن باشید و به یک نوع ادبیات صرف وابسته نباشید در این کتاب جذابیت خاصی در قلم و تخیل نویسنده می بینید و بی شک لذت خواهید برد بدون هیچگونه تعارف و اینطور حرف ها ....

«ای انتظارپس کی به پایان میرسی و چون به پایان رسی بی توچگونه توانم زیست» «اندره ژید »
جلد قرمز کتاب و چهره ی اروم نویسنده روی اون رو دوست دارم. اما بیشتر از اون اسم کتاب قشنگه. «دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد». خوب وقتی اسم یک کتاب این باشه من یکی بدون معطلی میخرمش. شاید چون خودمم دوست دارم کسی جایی منتظرم باشه.(برداشت بد ممنوع)احساسات انسان ها نقش اصلی رو توی داستان ها دارند. عشق ، نفرت ، خیانت ،نا امیدی و دلتنگی.
اعتراف میکنم که هر دوازده داستان این مجموعه را دوست ندشتم. البته تعداد داستان های دوست داشتنی بیشتر از دوست نداشتنی ها بود. اما شاید دلیلش اسم کتاب باشه. وقتی اسم کتابی قشنگ باشه خوب توقع ادم از داستان ها بالا میره. اما واقعا دوست دارم این کتاب رو جز خرید های کتابتون قرار بدید. کتاب برای سومین بار توسط نشر قطره تجدید چاپ شده.
هر چه مردان درباره ی زنان نوشته اند باید نا مطمئن باشد زیرا مردان درآن واحد هم داورند و هم طرف دعوا(پولن دولابار)
نام سیمون دوبووار نامی شاخص درجنبش فمینیستی است ..فمینیسم را گاه هر گونه نگرشی می دانند که کاونده ی موقعیت اسارت بار زن و خواهان دگرگون کردن آن باشد ..جلو ه هایی از آن را به شکلهای اعتراض به وضعیت زن در اعصار و قرون گذشته نیز می بینند.اصطلاح فمینیسم ..نخست در قرن نوزدهم به کار رفته .ولی تحلیل موقعیت زن با آگاهی مدرن و اعتراض مدرن به آن به طور خاص با کتاب (جنس دوم) آغاز می شود .این کتاب را دوبووار در سال ۱۹۴۹ منتشر کرده است .به جز جنبش فمینیسم یک تحول فکری بزرگ ..فلسفه ی فمینیستی و نظریه ی اخلاق فمینیستی در این کتاب ریشه دارند.سیمون دوبووار در جنس دوم می نویسد که زن کیست؟یا چیست و چرا به عنوان دیگری مطرح می شود؟چرا جنس دوم است ؟
اگزیستانسالیسم (فلسفه ی اگزیستانس..اصالت وجود)مکتبی فلسفی است که به فشرده ترین بیان با اعتقاد به تقدم وجود انسانی بر ماهیت انسانی معرفی می شود .
سیمون دوبووار به عنوان اگزیستانسیالیست ..وجود انسان را با طبیعت توضیح نمی دهد.او وجود انسانی را به طور آزاد در نظر می گیردو هر گاه انسان آزاد نباشد از خود می پرسد چه موقعیتی و وضعیتی باعث می شود که او از انتخاب آزاد باز بماند ..بر پایه ی این منطق دوبووار به شدت این موضوع را رد می کند که جسم زن ماهیت زن را تعیین کرده و این ماهیت باعث شده است که زن وجود کهتری داشته باشد و جنس دوم شود ..او می گوید باید موقعیت را کاوید تا به رتز فرو دستی زن پی برد..کتاب جنس دوم راههای رهایی زن را نشان می دهد ..نشان می دهد که زن بایستی هویت خود را تعریف کند و از موقعیت اسارت بار خود فراتر رود و آماده شود که آن را در هم شکند ..
آزادی و راههای آن موضوع بخش دوم جنس دوم است ..در جلد اول به نقد اسطوره هایی اختصاص دارد که ساخته شده اند تا موقعیت زندان گونه ی زن را با طبیعی و جاودانی بنماید..د.ب..ار در جنس دوم نشان داد که موقعیت زنانه موقعیتی اجتماعی و تاریخی است و نظراتی را در هم کوبیده تا موقعیت زن را به جسم و طبیعت زن بر گرداند ..در جلد دوم اشاره می کند که "انسان زن به دنیا نمی آید ..بلکه زن می شود"این جمله برای خود داستانی دارد.و عواملی را ذکر می کند که به عمد باعث تحقیر زن شده اند ..و حتی در کنار این مقوله به این مسئله نیز اشاره می کند که زنان بایستی در میان خود به دنبال عامل اسارت بگردند و فقط مشکلات را از چشم مردان نبینند ..جنس دوم در بیشتر کشورها بحث های فراوانی به راه انداخت .پیشنهاد من این است که این کتاب را حتما بخوانید چون مربوط به تمام زنان دنیاست و مانیفست بزرگ است در مورد زن ...


