تبليغاتX
باشگاه کتاب
تاکسی نوشت ها / ناصر غیاثی / انتشارات کاروان

 

( مجموعه داستان ) تاکسی نوشت ها / ناصر غیاثی / انتشارات کاروان / چاپ چهارم / 100 صفحه / 2200 تومان

کتاب به نوعی برام جالب بود.  یجورایی من رو بیاد " این مردم نازنین" رضا کیانیان می انداخت. اما انصافا به جذابیت اون نبود.  جالب ترین نکته این کتاب به نظرم ذکاوت و زیرکی نویسنده در چینش  دو فصل آخر کتاب تحت عنوان ( مسافر نوشت 1 و 2)  بود.  آنقدر هوشمندانه این دو فصل  بالافاصله بعد از فصلهای قبلی کتاب قرار گرفته بود که ادم حتی اگه نمی خواست هم ناخوادگاه دست به مقایسه این دو بخش با هم می زد و تفاوت های فرهنگی آشکار ما و جاهای دیگه....       به نظرم برای معرفی این کتاب شرح پشت جلد ، خود روان و کاملا گویاست و هر سخنی افزون بر آن اضافه می نماید.

 

(((  ناصر غیاثی یکی ار وبلاگهای بسیار پر مخاطب را به نام رقص بر بام اضطراب دارد. این نویسنده مجموعه خاطراتش را به عنوان ناکسی نوشت ها در وبلاگ شخصی اش منتشر می کرد که استقبال زیادی از آن شد . اکنون وی تاکسی نوشت هایش را در مجموعه ای گرد آوری کرده است.

تاکسی نوشت ها ، آمیزه ای خیال و واقعیت ناصر غیاثی ، نویسنده و مترجم ایرانی است که بیش از بیست و اندی سال در المان زندگی و کار می کند. او در مقاله ای می نویسد:  اگر توانسته باشم در  داستانهای این کتاب ، ضمن سرگرم کردن و برانگیختن حی کنجکاوی خواننده و بعد ارضای آن ، برخی ویژگی های فرهنگی آلمانی ها و ایرانی های مقیم آلمان و همزیستی یا تقابل آن را نشان بدهم ، به مقصودم از  نوشتن تاکسی نوشت ها دست یافته ام.

تاکسی نوشت ها را که یکی از آثار داستانی ادبیات مهاجر است ، هم می شود مجموعه داستان تلقی کرد و هم کلیتی به هم پیوسته دارد  از وقایعی که میان یک راننده تاکسی و مسافرانش اتفاق می افتد . راننده ، مثل دنیای واقعیت ، خود ایرانی است و مسافرانش اما از همه جای دنیا ، از ایران یا خود آلمان و یا حتی امریکای جنوبی. داستانهایی که در این کتاب  آمده ملغمه ای از واقعیت و رویاست  برخی بیانگر مشکلات ایرانیان مهاجر در آلمان و برخی به مسائل دیگر می پردازند . در این کتاب نویسنده برشی از ظاهر مسافر یا حرف های او به خواننده می دهد تا خواننده بتواند با دانستن همان برش به درون شخصیت های داستان نقب بزند.  )))       - شرح پشت جلد-

 

 وبلاگ شخصی ناصر غیاثی

گفتگو با ناصر غیاثی ( روزنامه اعتماد )

 

+نوشته شده در دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت1:21توسط سمیه فراهانی |
تنور و داستان‌های دیگر/هوشنگ مرادی کرمانی/انتشارات معین

 

هوشنگ مرادی کرمانی رو فکر کنم همه بشناسن. هوشنگ مرادی کرمانی ، زاده ۱۶ شهریور ماه سال ۱۳۲۳ در روستای سیرچ از توابع بخش شهداد کرمان نویسنده معاصر ایرانی است. شهرت او بابت کتاب‌هایی است که برای کودکان و نوجوانان نوشته‌است. فیلم‌های زیبایی هم از برخی از داستان‌های ایشون ساخته شده است که در آخر ذکر می‌شود. این کتاب شامل 16 داستان است. یکی از زیبایی‌های داستان‌های ایشون این است که در فضای کاملا ساده و صمیمانه نوشته شده و نویسنده مهارت منحصر به فردی در بیان خصوصیات کودکان و نوجوانان و رفتار و حرکاتشان دارد. قیمت چاپ نهم این کتاب که مربوط به سال1385 می‌باشد 1500 تومان است.

* اقتباس سینمایی :

داستان صنوبر(بیگانه) ، محصول افغانستان

قصه‌‏های مجید (چهارده داستان)یازده فیلم تلوزیونی و سه فیلم سینمایی ، کارگردان کیومرث پوراحمد

خمره (فیلم سینمایی)کارگردان: ابراهیم فروزش

چکمه (فیلم سینمایی) کارگردا ن: محمد علی طالبی

مهمان مامان(فیلم سینمایی) کارگردا ن : داریوش مهرجویی

تنور(فیلم سینمایی) کارگردان : محمد علی طالبی

مثل ماه شب چهارده ، ۱۱ قسمت سریال تلویزیونی ، یک فیلم سینمایی(کارگردان: محمد علی طالبی)

+نوشته شده در شنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت13:24توسط محسن مدنی |
دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد/ آناگاوالدا /مترجم: الهام دارچينيان / نشر قطره / چاپ دوم / 198 صفحه

 

فکر می کنم راهی وجود دارد تا بتوان از واقعیات تلخ و ناخوشایند به آرامی سخن گفت ، به هر حال بهترین راه برای بیرون رفتن از کسادی بازار روزمرگی همین است.  ( آنا گاوالدا )

 

مجموعه داستان «دوست داشتم كسي جايي منتظرم باشد» شامل دوازده داستان كوتاه است. داستان‌هایی که  با وجود سادگي باعث مشغولیت  ذهني خواننده مي‌شوند . ضمن اینکه این کتاب‌ تا سال 2007 میلاد‌‌ی - اولین سال انتشار خود- (ماه سپتامبر ) صد‌‌هزار نسخه د‌‌ر فرانسه فروش د‌‌اشته است و تا این تاریخ به 20 زبان ترجمه شد‌‌ه و د‌‌ر فرانسه و بلژیک چند‌‌ جایزه‌ی معتبر را به خود‌‌ اختصاص د‌‌اد‌‌ه است.

آنا گاوالدا، نويسنده‌ای‌ است که به ساد‌گی از آنچه در دور و برمان می‌گذرد می‌نويسد؛ بی‌حذف و اضافه.  داستان‌هاي وی به راحتی هر چه تمامتر احساسات آدم‌های داستانش  را نشان مي‌دهند. آن‌ها در عين سادگي لايه‌دار و عميق هستند.  روزمرگی ها و ریزترین تفکرات ذهن یک انسان زیر ذره بین اندیشه او قرار گرفته اند. تلاش نمی‌کند شگفت‌زده‌مان کند. در واقع «آنِ» اين داستان‌ها، همين بی«آن» بودن‌شان است. روزمر‌گی‌هايی که اگر تلخ، يا اگر شيرين، همين‌اند که هستند؛ صادقانه و حقيقی. روزنامه‌ ماری فرانس در باره‌ اين کتاب نوشته است: «داستان‌ها هم خارق‌العاده‌اند هم گزنده و در عين حال، غم‌انگيز. گلی زيبا با خارهای زياد.» يا شايد به قول خود گاوالدا، «واقعيات ناخوش‌آيندی که به آرامی از آنها سخن رفته است»، هر چند که کتاب داستان‌های خوشايند هم دارد.

بعضی از داستانهاش فوق العاده بودند و خیلی دوستشون داشتم. بدون درنظر گرفتن عنوان دوست داشتنی  کتاب ، که خودش یکی از انگیزه های قوی برای برداشتن و ورق زدنش شده بود ، این کتاب جزو لیست 10 کتاب پرفروش سال هم قرار داره و ماهها در صدر لیست پر مخاطب ترینها تکیه زده بود...

گاوالدا در ویکیپدیا

(کتاب بیست ) نفد کتاب 

در بین همه نقدها و تعاریفی که از این کتاب خوندم ُ این یکی از وبلاگ یار مهربان  خیلی به دلم نشست:  احساس می کنم حتی اگر هیچ دلیل منطقی و حتی احساسی ای برای خواندن این کتاب وجود نداشت ارزشش را داشت که آن را به خاطر اسم جادویی اش بخوانم!  

 

برید‌ه‌ای از د‌استان «حقیقت روز»

بهتر است بخوابم، اما نمی‌توانم.د‌ست‌هایم می‌لرزند‌.فکر می‌کنم باید‌ چیزی گزارش‌مانند‌ بنویسم.به این کار عاد‌ت د‌ارم. هفته‌ای یک بار جمعه بعد‌ازظهرها برای مافوقم گی‌مین گزارش می‌نویسم.اما این بار برای خود‌م می‌نویسم. به خود‌م می‌گویم: «اگر همه چیز را ریزبه‌ریز تعریف کنی، اگر حسابی حواست را جمع کنی، د‌ر پایان وقتی آنچه را نوشته‌ای بخوانی می‌توانی برای د‌و ثانیه فکر کنی که احمقِ د‌استان کسی غیرِ توست و آنگاه شاید‌ بتوانی بی‌طرفانه د‌رباره‌ی خود‌ت قضاوت کنی، شاید‌.» پس   می ‌نویسم. تلفن همراهم را که برای کارم استفاد‌ه می‌کنم روبه‌رویم است، صد‌ای ماشین ظرفشویی د‌ر طبقه‌ی پایین به گوش می رسد‌.

خیلی وقت است زن و بچه‌هایم د‌ر تخت‌خواب هستند‌. می‌د‌انم بچه‌ها خوابند‌، اما بی‌شک زنم خواب نیست. او مرا می‌پاید‌، می‌کوشد‌ بفهمد‌. فکر می‌کنم می‌ترسد‌ چون پیشاپیش می‌د‌اند‌ که مرا از د‌ست د‌اد‌ه است. زن‌ها این چیزها را خوب احساس می‌کنند‌. نمی‌توانم کنارش بروم و بخوابم. باید‌ همین‌حالا همه‌چیز را بنویسم برای آن د‌و ثانیه‌ای که شاید‌ بی‌نهایت مهم باشد‌، البته اگر از عهد‌ه‌اش برآیم...

 

جایی که د‌‌ر آن زند‌‌گی می‌کنیم اهمیتی ند‌‌ارد‌‌؛ مهم این است د‌‌ر چه حالتی به سر می‌بریم

 

 

+نوشته شده در شنبه یازدهم مهر 1388ساعت13:5توسط سمیه فراهانی |
خوبي خدا / نه داستان از نويسندگان امروز امريكا / ترجمه امير مهدي حقيقت
 

                                      

 

« ميگويند اگر رمان را به فيلم بلند تشبيه كنيم. داستان كوتاه عكسي از يك لحظه ي زندگي است. با اين تعبير ميتوان گفت مجموعه ي حاضر البومي ست از نه قطعه عكس،نه تصوير از زندگي، كه در شش سال گذشته از نشريات ادبي امريكا برگزيده شده اند. فضاي انها با هم متفاوت است، اما همگي يك وجه مشترك دارند: ساده اند.»

« خوبي خدا» مجموعه نه داستان كوتاه از نويسندگان امريكاست كه اغلب برنده جايزه اُ هنري هستند يا جزو بهترين داستانهاي كوتاه امريكا چاپ شده اند. داستانها همگي ساده و دلچسب و روانند و از نويسندگان معروف و خوشكاري چون هاروكي موراكامي، ريموند كارور، جومپا لاهيري و ...                                                       

هر يك از داستانها موضوع و مضموني خاص را دنبال ميكند و هريك نقاط قوت خود را دارد. مثلا در داستان « كارم داشتي زنگ بزن» كارور فضا و نوع روابط به خوبي توصيف شده مخصوصا در قسمتي از داستان كه اسبها در حياط جمع ميشوند. يا در داستان جومپا لاهيري احساس اپارنا ( طبق معمول نوشته هاي لاهيري) خيلي خوب تفسير شده. يا در داستان مارجوري كمپر كه اسم كتاب هم به نام داستان اوست حرفها و فكرهاي لينگ ادم را حسابي توي فكر ميبرد. تقريبا همه داستانها جذاب و پر كشش هستند و امير مهدي حقيقت هم واقعا هم گلچين خوبي ارائه داده و هم ترجمه کتاب را عالی انجام داده.                                                                                                                                      

« ميز و صندلي پاي پنجره بود و قاب عكسي از پدر و مادر مايك روي قفسه كشودار. توي عكس دستشان توي دست هم بود. هر دو خيلي جوان بودند. لينگ رو برگرداند. عكس ها هميشه عصبي اش ميكردند؛ هميشه چيزهايي را نشان ادم ميدادند كه ديگر وجود نداشتند؛ تمام شده بودند؛ رفته بودند: يك لحظه، يك لبخند، يك ادم و گاهي حتي كل يك كشور.»                                                                                                               

اين داستانها رو كه خود مترجم هم انتخاب كرده  و در ابتداي كتاب بيوگرافي مختصري از هر نويسنده ارائه داده  نشر ماهي براي سومين بار تجديد چاپ كرده است. 

                                                                                                                                     پ.ن: با عرض معذرت بابت اپ كردن بي موقع.                                                                       

  

                                                                                                                                     

 

+نوشته شده در دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت18:41توسط تينا صادقي |
آن گوشه دنج سمت چپ / مهدی ربی
 

 

« با اين كه تنها دويدن را دوست دارم. با اين كه مسيرهايي را انتخاب ميكنم كه با ادم ها روبهرو نشوم- با اين كه ساعاتي را براي دويدن انتخاب ميكنم كه خلوت ترين ساعات شبانه روز هستند- هميشه يك جور نياز به ديده شدن در وجودم هست. حتي وقتي تا كيلومتر ها ماشيني ديده نميشود و اتوبان خالي خالي است- هميشه فكر ميكنم كسي هست كه مرا ميبيند. كمرم را صاف ميكنم و استيل دويدن را نگه ميدارم...»

 

مجموعه داستان « ان گوشه دنج سمت چپ» كه اولين مجموعه و در واقع اولين كتاب مهدي ربي است شامل حدودا 13 داستان كوتاه است كه پيرامون روابط انسانها و زندگی روزمره انها ميگردد. و شايد بين 13 داستان كتاب تنها پنج يا شش داستان ان به دلت بنشيند اما خوب ارزشش را دارد.

داستان ها موضوع خاصي ندارند و تنها يك روز از يك زندگي يا يك حس را از نگاه بكر نويسنده( در بعضي از داستانها) بازگو ميكند. مثلا خود داستان ان گوشه دنج سمت چپ – كه جزو همان پنج شش داستان دلنشين است- احوالات دروني يك دونده را بازگو ميكند. اگر چه خيلي ها از اين سبك داستان نويسي زياد خوششان نميايد  اما خوب گاهي موضوعي تكراري را هم ميتوان با نگاهي بكر تبديل به داستاني زيبا كرد. یکی از نکات قدرت کتاب نثر ساده و روان و قابل فهم ان است و اگر چه در چند داستان از مفاهیم شاعرانه ای استفاده شده اما نویسنده به هیچ وجه تلاش نکرده حس خود را با کلمات قلمبه سلنبه به خواننده منتقل کند بلکه با همان زبان ساده این کار را کرده و البته موفق هم بوده است. همچنین یکی از نکات جالب که در دو یا سه تا از داستان ها دیده میشود استفاده به جا از فرهنگ قومی محلی یا لهجه است که بیشتر نویسندگان جنوبی از این روش استفاده میکنند.

اما نقطه ضعف کتاب در انتخاب داستان هاست. شاید اگر کتاب با همان پنج شش داستان خوب بسته میشد بهتر بود تا اینکه چند داستان ضعیف و کلیشه ای به ان اضافه شود.

اين كتاب كه در سال 1386 جايزه ادبي روزي روزگاري را از ان خود كرده  با قيمت 1800 تومان توسط نشر چشمه به چاپ رسيده است.

 

+نوشته شده در شنبه سوم اسفند 1387ساعت18:24توسط تينا صادقي |
عشق روي پياده رو/ مصطفي مستور
 

                                      

«يك روز فروغ پرسيد: كي ازدواج ميكنيم؟ گفتم: اگر ازدواج كرديم ديگر به جاي تو بايد به قبض هاي اب و برق و تلفن و قسط هاي عقب افتاده ي بانك و تعمير كولر ابي و بخاري و ابگرمكن و اجاره نامه و اجاره نامه و اجاره نامه و شغل دوم و سوم و دويدن دنبال يك لقمه نان از كله سحر تا بوق سگ و گرسنگي و جيبهاي خالي و خستگي و كسالت و تكرار و تكرار و تكرار و مرگ فكر كنم و تو به جاي عشق بايد دنبال اشپزي و خياطي و جارو و شستن و خريد و ميهماني و نق و نوق بچه و ماشين لباس شويي و جارو برقي و اتو و فريزر و فريزر و فريزر باشي. هر دومان يخ ميزنيم...»

 مصطفي مستور نويسنده خوبيست. نثرش خاص است و نگاهش به زندگي متفاوت. براي عشق تعاريف خاصي دارد و زندگي را خوب توصيف ميكند. او همچنين زنان را به طرزي ويژه تصوير ميكند. زنان را عامل عشق و زندگي ميداند و مردان را عامل جنگ و خستگي. تقريبا در تمام كارهايش به اين موضوع اشاره كرده. اما در كنار تمام توانايي ها يي كه در نويسندگي دارد يك ايراد دارد و ان هم تكرار است. با اين كه نگاه مستور به زندگي و عشق و ادم ها خيلي زيبا و خاص است اما انقدر توصيفاتش را در داستانهايش تكرار ميكند كه ديگر جذابيتي براي خواننده ندارد. مثلا همين قسمت داستان كه اينجا نوشتم دفعه اول در « استخوان خوك و دستهاي جذامي» خواندم و خيلي ازش خوشم امد اما اين بار كه براي بار چندم و تكرار در كتابهاي ديگرش ميخواندم برايم زيبايي اولين بار را نداشت. اين اتفاق براي بسياري از قسمتهاي كتابهاي مستور افتاده و انها را كليشه اي كرده. با اين حال داستانهاي او باز هم به دلم مينشيند و به نظرم هميشه ارزش خواندن دارند.

« عشق روي پياده رو» مجموعه اي از داستانهاي كوتاه و با مضامين هميشگي كه مستور مينويسد است. عشق زندگي اندوه و خداوند. در اين كتاب هم مانند ديگر كارهاي اين نويسنده برخي از داستانها با الهام از خاطرات كودكي او نوشته شده است. داستانها اكثرا تلخند اما حس قشنگي را به ادم منتقل ميكنند. ادم بعد از خواندن داستانهاي مصطفي مستور هوس ميكند عاشق شود .

كتاب را نشر رسش چند سال پيش چاپ كرده و احتمالا تا به حال به چاپ پنجم و ششم هم رسيده است.

پ.ن: دوستان عزیز تنبل لطف کنید معرفی هایی که این بندگان خدا میفرستنو زود به زود بذارید تو وبلاگ.

راستی نسترن جون ای کاش کتاب بیابان رو بیشتر معرفی میکردی و معرفیاتو به صورت خصوصی میفرستادی.

+نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت21:18توسط تينا صادقي |
یادداشتهای شخصی یک سرباز/ جی دی سلینجر/ ترجمه علی شیعه علی
       

                                       

«متی. تو یه دختر کوچولویی. اما هیچ کس یه دختر کوچولو یا یه پسر کوچولو باقی نمیمونه. یه دفعه دخترای کوچولو، روژ لب میزنن، یه دفعه پسرای کوچیک صورتشونو تیغ میزنن و سیگار میکشن. برای همین بچه بودن، خیلی کوتاهه. امروز تو ده سالته، برای دیدنم توی برف میدوی. اماده ای، کاملا اماده ای که با من تا پایین خیابون اسپرینگ سورتمه سواری کنی. فردا تو بیست ساله ای و با چند نفر توی اتاق نشیمن نشستی و منتظری که ببرنت بیرون. یه دفعه مجبور میشی به باربر انعام بدی، به خاطر لباسای گرون نگران میشی، دخترا رو موقع ناهار میبینی، با خودت فکر میکنی چرا نمیتونی یه نفرو که دقیقا مال خودته ببینی. همه ی اینا اتفاق می افته. اما به نظر من ، متی- اگه نظری داشته باشم، متی- اینه که: يه جورایی سعی کن به بهترین شکلی که میتونی، زندگی کنی. چیزی به مردم بگو که فکر کنن بهترین حرف دنیاس... »

 جی دی سلینجر. اصولا این اسم همه رو به شوق میندازه. دلیلش مشخصه. همه ی نوشته های سلینجر به دل ادم میشینه بس که سادست. انگار داره توی تاکسی( ارادتمند یسنا یوسفی) برات یه اتفاقی که تازه براش افتاده رو تعریف میکنه. نمیدونم خود سلینجرم ادم ساده ای هست یا نه اما به نظرم بهترین و ساده ترین تعریف براش اینه که :ادمهایی مثل سلینجر رو خدا افریده که فقط داستان بنویسن.

اما یادداشتهای شخصی یک سرباز. مجموعه داستانی شامل ده داستان که قبلا در نشریات ادبی مختلف امریکا به چاپ رسیده. خود داستان یادداشتها.. به نظرم ضعیف ترین داستان مجموعست و بهترین اخرین روز از اخرین مرخصی. داستانی که گویا سلینجر در ان قهرمان محبوب مخلوقش، هولدن کالفیلد را دوباره زنده کرده. این در مقدمه گفته شده ولی معلوم نیست که نظر شخصی مترجم است یا گفته ی خود سلینجر. اما نظر من اینه که وینستون کالفیلد هولدن کالفیلد نیست. مگر این که گذشت زمان و جنگ جهانی هولدن رو عوض کرده باشه. تمام داستانها در زمان جنگ جهانی دوم نوشته شده اند و اکثرا در فضای داستانها و خود شخصیتها تاثیر زیادی دارند.

 ترجمه کتاب خیلی جالب نیست البته ساده نویسی نویسنده تا حدود زیادی ضعف ترجمه را جبران کرده و کمتر جایی این ضعف احساس میشود.

 این کتاب توسط انتشارات سبزان به چاپ رسیده و مترجم قول جلد دوم مجموعه داستانهای سلینجر را داده است. کاری که انتشارات نیلا ان را انجام داده.

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387ساعت19:30توسط تينا صادقي |
جمعه بیست هشتم روی صندلی لهستانی/ غزل زرگر امینی / انتشارات ققنوس
 

                                     

 

 « برایش گفتم از نگاه وحشی و انبوه سیاه ریشش می ترسم. قلبش از روی پیراهن می زد و قسم می خورد که هیچ تغییری نکرده و همان استاد موسفید خودم است. اما من تا اذان غروب گریه کردم. یکسره با هق هق میگفتم از شانه های راستش، از دندان های طبیعی اش، از رگ گردنش میترسم. با حرکت هولناکی ردیف دندان های سفیدش را کند و در بشقاب انداخت. گریه ام شدیدتر شد و با التماس نگذاشتم بلای بیشتری سر خودش بیاورد. چطور دلش امد همه ان دندانهای یکدست را از جا بکند؟ حتما درد مهیبی را تحمل میکرد.»

 جمعه بیست و هشتم روی صندلی لهستانی،کتاب عجیب و قشنگی است. کتابی باریک که خواندنش انقدر کم وقت میکیرد که وقتی کتاب تمام میشود، تو غصه میخوری که بیشتر از این داستان ندارن و هوس میکنی یک بار دیگر، کل کتاب یا حداقل داستانهای مورد علاقه ات را بخوانی.

 موضوع داستان ها ناب و متنوع و نحوه ی پرداخت به داستانها قابل توجه است. شخصیت اصلی اکثر داستان ها زن ها هستند. و خوب این خودش باعث میشود داستانها خواندنی و قشنگ باشند. نقطه ی قوت دیگر این کتاب توصیف شرایط و احوال ادم هاست که طوریست که فکر میکنی خودت در همان شرایط قرار گرفتی و این خودش هیجان اور است. شخصا بد جوری دلم میخواست جای زینت بودم. جدا از اینکه کارش اخلاقی و از این حرفها نبود، اما هیجان انگیز و جالب بود.

 به هر حال من یکی شدیدا توصیه میکنم کتاب را بخوانید و لذتش را ببرید. این کتاب در زمستان ۸۶ برای اولین بار و با قیمت ۱۲۰۰ تومان به چاپ رسیده است. 

 

+نوشته شده در دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت1:31توسط تينا صادقي |
دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد/ انا گاوالدا/ الهام دارچینیان
                                               

                                      

«ای انتظارپس کی به پایان میرسی و چون به پایان رسی بی توچگونه توانم زیست»                    «اندره ژید »

  جلد قرمز کتاب و چهره ی اروم نویسنده روی اون رو دوست دارم. اما بیشتر از اون اسم کتاب قشنگه. «دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد». خوب وقتی اسم یک کتاب این باشه من یکی بدون معطلی میخرمش. شاید چون خودمم دوست دارم کسی جایی منتظرم باشه.(برداشت بد ممنوع)احساسات انسان ها نقش اصلی رو توی داستان ها دارند. عشق ، نفرت ، خیانت ،نا امیدی و دلتنگی.

 اعتراف میکنم که هر دوازده داستان این مجموعه را دوست ندشتم. البته تعداد داستان های دوست داشتنی بیشتر از دوست نداشتنی ها بود. اما شاید دلیلش اسم کتاب باشه. وقتی اسم کتابی قشنگ باشه خوب توقع ادم از داستان ها بالا میره. اما واقعا دوست دارم این کتاب رو جز خرید های کتابتون قرار بدید. کتاب برای سومین بار توسط نشر قطره تجدید چاپ شده.

  

 

+نوشته شده در پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت11:54توسط تينا صادقي |
مردی که گورش گم شد/حافظ خیاوی
             

                                       

 

 « گورم پنجاه متری از جاده دور است. چند روز که بگذرد، خاک و شن رویش را می گیرد. کهنه اش میکند و شبیه همین بیابان میشود و راستی راستی گورم گم میشود. خوب نیست ادم گورش گم بشود. جایی چال شود که کسی نداند. وقتی زنده بودم هیچ اهمیتی نمیدادم که بعد از مردنم کجا گورم کنند،کسی برایم گریه بکند یا نکند. ولی الان دوست داشتم که کسی روی خاکم گریه کند. »

  کتاب « مردی که گورش گم شد » رو که نگاه میکنم چندان از طرح روی جلدش خوشم نمیاد. اما کتاب رو که باز میکنم و چند خط اول رو میخونم زمان و مکانو فراموش میکنم. اصلا انگار پامو میذارم وسط خطوط کتاب و بعد مثل فیلمهای سحر امیز کم کم سر و دستمم میبرم تو کتاب. وارد شهر داستان های کتاب میشم و همراه راوی از میون کوچه های قصو رد میشم به مغازه ها میرم و همه ی ادما رو میشناسم. امکان نداره اسم کسی توی داستان باشه و راوی سابقشو به تو نگفته باشه. برای همینه که وقتی داری تو کوچه های قصه راه میری همه رو میشناسی و از سابقشون خبر داری. هر چی داستانا جلو تر میره هیجانش بیشتر و دلچسب تر میشه اما کتاب خیلی زودتر از اون چیزی که فکر کنی تموم میشه. و من مجبور میشم از شهر قصه ها بیرون بیام و ببینم همچنان توی خونه نشستم ولی زمان اونقدرها هم نگذشته. با این که کتاب زود تموم میشه اما تا چند دقیقه به داستان ها فکر میکنی. به سومان،به شبیه خونی به چشمهای ابی عمو اسد به نزاکت وبه مردی که گورش گم شد.

همین چند وقت پیش  « مردی که گورش گم شد » برنده ی جایزه ی بهترین مجموعه داستان ایرانی در جایزه ی ادبی روزی روزگاری شد. کتاب توسط نشر چشمه و با قیمت ۱۸۰۰ تومان منتشر شده و جز پر فروش های کتاب است.

+نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت13:10توسط تينا صادقي |
دلتنگی های نقاش خیابان چهل و هشتم/جی.دی. سلینجر/ترجمه: احمد گلشیری/انتشارات ققنوس
 

  با این که این کتاب مدتهاست که چاپ شده و خیلی ها می شناسندش، اما دیدم که باز ارزشش را دارد که به عنوان یک معرفی اینجا بیارمش. عنوان اصلی کتاب «9 داستان» است و بنا به گفته مترجم سلینجر 31 داستان کوتاه نوشته که همه در فصلنامه ها و مجلات مختلف چاپ شده است.اما از این میان 9 داستان را برگزیده و در یک کتاب با عنوان « 9داستان» منتشر کرده است. جالبتر است بدانید که سلینجر به غیر از این کتاب فقط یک رمان بلند و سه رمان کوتاه نوشته و این نشان می دهد که «9 داستان» جایگاه ویژه ای در میان آثار او دارد. (9 داستان سلینجر یکی از 10 کتاب  کلاسیک مدرن جهان شمرده شده است.)

   اما دلتنگی های نقاش خیابان چهل و هشتم نام بلندترین و شاید بتوان گفت بهترین داستان کتاب است.و روایتگر جوانی است که پس از حدود 9 سال زندگی در پاریس( بواسطه مهاجرت مادرش در دوران کودکی او)، حالا دوباره به نیویورک برگشته است، به یک مدرسه هنری می رود، به نمایشگاه های نقاشی سر می زند و نقاشی می کند و با دیدن یک آگهی در مجله ای سعی میکند مربی نقاشی بودن را بیازماید.....

    خواندن داستان های کتاب بسیار لذت بخش است چرا که نویسنده آنها کسی مثل سلینجر است و او با سبک خاص خودش خواننده را تا آخر با داستان همراه می کند علیرغم آنکه قرار نیست اتفاق مهمی در کل داستان بیفتد( حد اقل با آن تصوری که ما از مهم بودن یک اتفاق داریم!). داستان ها به نوعی بیانگر زندگی روزمره آدمهاست و پرسه زدنشان در تنهایی هایشان.آنچه در پس این روایت روزمره زندگی نمود می یابد تنهایی آدمهاست در آزادی، تقابل مصادیق زندگی روزمره  و شاید مدرن با مفاهیمی که در پستوی ذهن جاخوش کرده اند و گرد و غبار نشسته روی آنها دارد کم کم  درک ما را از مفهوم واقعیشان تغییر می دهد و باعث می شود که فراموش کنیم نقششان و بودنشان را در زندگی. شخصیت های کتاب از جنس همین آدمهای دورو برمان هستند ، آدمهایی که شاید خود ما یکی از آنها باشیم. قرار دادن« 9 داستان» را در لیست خواندنی هایتان، فراموش نکنید.

 

 

+نوشته شده در شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت14:45توسط جواد رئيسيان زاده |
من قاتل پسرتان هستم/ احمد دهقان
                                           

  جنگ تحمیلی و دفاع مقدس همواره یکی از سوژه های ادبی و سینمایی بوده  که بیشتر در پی نمایش رشادت ها و ایثارگریها بوده است و کمتر به تاثیرات ناگوار و تلخ ان پرداخته شده.

  من قاتل پسرتان هستم مجموعه داستانی از احمد دهقان است که به تاثیرات جنگ پرداخته. داستانهایی تلخ و در عین حال واقعی از مردان جنگ که بعد از جنگ سختیهای بسیاری را متحمل شدند. «پیشکشی» یکی از تلخترین داستانهای کتاب است و داستان «من قاتل پسرتان هستم» که مازیار میری فیلم پاداش سکوتش را با نگاهی به همین داستان ساخته است هم تقریبا قویترین داستان این مجموعه است که در قالب یک نامه نوشته شده.

  این کتاب شامل ۱۰ داستان کوتاه است و توسط نشر افق منتشر شده است. 

  

 

+نوشته شده در چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت22:6توسط تينا صادقي |
غیر قابل چاپ/ سید مهدی شجاعی
 

  قبلا کتاب طوفان دیگری در راه است از سید مهدی شجاعی رو ریحانه جون معرفی کرده بود. غیر قابل چاپ کتابی از همین نویسنده است.

  داستانهای کتاب همه همان اتفاقات در جریان زندگی روزمره است که نویسنده از دیدگاه و زبان خودش اونها رو بازگو کرده. زبان برخی از داستانها که در واقع حقایق تلخی از جامعه ی امروز ماست گاهی با طنز امیخته شده و جذابیت بیشتری به قصه ها داده است. اما عنصر واحد تمام داستانها وجود «زن» به عنوان پایه ی اصلی داستانهاست.

  مجموعه داستان غیر قابل چاپ که شامل نه داستان کوتاه و چند نقد و نظر درباره ی همین کتاب است را کتاب نیستان با قیمت ۱۶۰۰ تومان چندین بار تجدید چاپ کرده.

+نوشته شده در دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت11:15توسط تينا صادقي |
حکایت عشقی بی قاف بی شین بی نقطه

 

 طبق عادت همیشه کتاب کوتاه و بی نظیری را به لحظه هاتان هدیه می کنم تا سر شار از آغازها شوید :

 

حکایت عشقی بی قاف بی شین بی نقطه

مجموعه داستان کوتاه  مصطفی مستور
تهران، نشر چشمه ،چاپ پنجم 1385
6 داستان کوتاه در 65 صفحه
با قیمت900 تومان
فردا صبح پیاده روی می کنیم تاکسی را فراموش می کنیم تا با عشقی این شکلی روزمان را به شب برسانیم

عشقی بی شین بی قاف بی تقطه

بهترین ها از آن شما باد با نقطه یا بی نقطه

 

   « اخترك ۰۰۹۸ »

+نوشته شده در دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت21:7توسط مدیر وبلاگ |
انجیر های سرخ مزار /محمد حسین محمدی
 

« اخترك 0098» به تازگي به جمع دوستان باشگاه كتاب اضافه شده ، معرفي كتاب اين دفعه كار اوست، ما رو كه مي بيني از شادي در پوست خود نمي گنجيم از اين كه روز به روز بر تعداد دوستانمان افزوده ميشود!! خيلي لطف كردي اخترك ۰۰۹۸، ما منتظر كتاب هاي بيشتري هستيم! :

کتابی که هم اکنون دارم می خوانم و منو دیوونه کرده مجموعه داستان ادبیات افغانستان است به نام انجیر های سرخ مزار از محمد حسین محمدی و برنده ی جایزه ی بهترین مجمو عه داستان سال 1383 از بنیاد گلشیری ...انتشارات چشمه آن را در آورده با قیمت 1300 تومان ، چاپ سوم این کتاب هم به انتها دارد می رسد .
شامل 15 داستان کوتاه در فضایی تازه و نو و گروتسکی ازادبیات افغانستان است. کسانی که کارهای خالد حسینی را خوانده اند بی شک این مجموعه را می فهمند.

      « اخترك 0098»

+نوشته شده در سه شنبه یکم آبان 1386ساعت20:31توسط مدیر وبلاگ |
پيشخدمت و داستان هاي ديگر / رولد دال / ترجمه ي شهلا طهماسبي
 

رولد دال را بيشتر با داستانهايي كه براي بچه ها مينويسه يعني نوشته ميشناسيم  انگشت جادويي ، جادوگرها، دني قهرمان جهان يا چارلي و كارخانه شكلات سازي كه از اول تا آخرش بايد آب دهنتو قورت بدي با خيلي از كتاباي ديگه . ولي  دال داستان هايي هم  براي بزرگترها نوشته كه به اندازه ي داستانهاي كودكانه اش خوندني ، جالب و خيليم پركششند . 

 اين  كتاب هفت داستان كوتاه با نام هاي چتر فروش( كه خيلي پايان غير منتظره اي داره) آقاي باتيبول انتقام جويي استخراج معدن است (از همه ي داستاناش باحال تره  خيليم هيجان داره) ، پيشخدمت (نميدونم  چرا اسم كتابو اين يكي گذاشتن! ) ، اه راز شيرين حيات ، كتاب فروش ، مفت سوار ، جراح عمومي و مهمان داره . نشر مركز چاپش كرده قيمتش هم 2750 تومانه كه احتمالا 50 تومنشم لطف كردن بهمون تخفيف دادند .

        تينا

+نوشته شده در پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت15:2توسط مدیر وبلاگ |
لاتاري ، چخوف و داستانهاي ديگر / ترجمه ي جعفر مدرس صادقي

       ۷ داستان كوتاه از 7 نويسنده - شرلي جكسن ، ريموند كارور، كازوئو ايشي گورو ، آن تايلر ، جان آپدايك ، آن بيتي، توبياس ولف – كه به گفته ي مترجم از تابناك ترين ستارگان عالم داستان نويسي زبان انگليسي و ستونهاي محكم بناي ادبيات امروز جهان هستند . هر كدام از داستانهاي اين كتاب آنطور كه جعفر مدرس صادقي مي گويد اگر بهترين داستان نويسنده اش نباشد مسلما يكي از بهترين داستانهاي اوست. در مورد هر كدام از نويسنده ها نيز توضيحاتي آمده است كه براي آشنايي اوليه(و چه بسا ثانويه) و اينكه در چه زمينه هايي مينويسند كافي است  در كنار آن مترجم چند صفحه اي نيز به داستان كوتاه پرداخته است با عنوان « زنده باد داستان كوتاه !» و اما داستان ها :

 

   - لاتاري ، شرلي جكسن : حساب لاتاري را بايد از ديگر داستانهاي كتاب جدا كرد چه از لحاظ واكنشي كه در ميان خوانندگان و منتقدان در زمان چاپش و بعد از آن برانگيخت و  چه از لحاظ  نويسنده اش كه به گفته ي مترجم مانند ديگر نويسندگان كتاب استاد نبود و توان تكرار شاهكاري مثل لاتاري را نداشت. خودتان مي توانيد در مقاله اي كه در مورد لاتاري توسط جودي اوپنهايمر نوشته شده و در انتهاي كتاب آمده ، بخوانيد كه خوانندگان و منتقدان در زمان چاپش چه نظري در مورد آن داشتند و يا چه شد كه شرلي جكسن لاتاري را نوشت. و اما لاتاري در مورد چيست ؟ لاتاري حكايت كننده يك  مراسم سنتي قرباني كردن انسان هاست كه هر ساله در يك دهكده برگزار مي شود . شرلي جكسن درباره ي اينكه چه چيز او را به سمت نوشتن اين داستان كشانده گفته :« من تصور مي كنم با قرار دادن يك مراسم بي رحمانه در زمان حال و در دهكده ي خودم ، اميدوار بودم خشونت بي هدف و غير انساني زندگي را به نمايش درآورم. »

 

 

  - شام خانوادگي ، كازوئو ايشي گورو: داستان مردي است  كه بعد از مدتها كه در آمريكا و به دور از كشورش( ژاپن) بوده به ژاپن ونزد پدر و خواهرش باز مي گردد و در اين ميان مادر از دست داده اش را نيز به خاطر مي آورد.

 

  - ذوق زبان ، آن تايلر: داستان زني آمريكايي كه با شوهر ايتاليايي اش ، كه در دانشگاه ايتاليايي تدريس ميكند وبه فرانسوي ، اسپانيايي، روسي و يوناني هم صحبت مي كند و حالا سعي ميكند عربي ياد بگيرد ، براي كريسمس نزد پدرش مي روند و در اين ميان بيان ميكند كه چطور با همسرش آشنا شده ،چطور مادرش  را از دست داده  و ....

 

 

 

  - آن طرف خيابان، جان آپدايك : داستان در مورد مردي است كه بعد از 40 سال دوري از زادگاهش براي تحويل ميراث مختصري كه بعد از مرگ مادرش به جا مانده دوباره به آنجا باز مي گردد و براي اين كار بايد به يكي از دفاتر اسناد رسمي مراجعه كند ، دفتري كه انتخاب مي كند همانجايي است كه ...

 

 

  - خانه ي واندا ، آن بيتي : در مورد دختري است كه مادرش براي اينكه مي خواهد دنبال پدر دختر برود او را پيش دوستش مي گذارد ، دوستش داراي خانه اي است كه در واقع ....

 

 

  - آن ميلر ديگر ، توبياس ولف : داستان سربازي است كه خبر مرگ مادرش را به او مي دهند ، او كه مي داند اين دفعه نيز به دليل تشابه اسمي اين خبر اشتباهي به او داده شده است ، به خاطر فرار از شرايط موجود هيچ صحبتي در اين باره نمي كند تا بتواند به خانه برود اما نمي داند كه ....

 

 

 

  - چخوف ، ريموند كارور : كارور در اين داستان روزهاي آخر زندگي چخوف را تا زمان مرگ پيش چشم خواننده مي آورد و براي اين كار داستان بيماري چخوف را نيز بيان ميكند.

 

 

 

       در انتهاي كتاب نيز 6 مقاله آمده كه خواندنشان خالي از لطف نيست و يكيشان هماني است كه جودي اوپنهايمر در مورد لاتاري نوشته. كتاب را نيز نشر مركز مدتهاست كه منتشر كرده.(چاپ اول 1371)

+نوشته شده در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت23:19توسط جواد رئيسيان زاده |
کجا ممکن است پیدایش کنم / هاروکی موراکامی / ترجمه بزرگمهر شرف الدین

 

"کجا ممکن است پیدایش کنم" مجموعه ای ازپنج داستان کوتاه نویسنده ژاپنی " هاروکی موراکامی" است.

من فکر می کنم سخت ترین کتابها برای معرفی مجموعه داستانهای کوتاه باشد. نمی دانم تاریخچه فعالیت های ادبی نویسنده را از داخل مقدمه کتاب کپی کنم یا مضمون داستانها را به اختصار بیان کنم؟ به هر ترتیب، هاروکی موراکامی یکی از بزرگترین نویسنده های ژاپن است که گویا چندان به ادبیات کهن ژاپن توجهی ندارد و به همین دلیل از طرف روشنفکران ژاپنی چندان تحویل گرفته نمی شود. همه داستانهای کتاب از زاویه دید اول شخص بیان شده اند به جز «راه دیگری برای مردن».

 "فاجعه معدن در نیویورک" داستان فردی است که در مدتی کوتاه تعداد زیادی از آشنایان خود را از دست می دهد و از آنجا که لباس مناسبی برای شرکت در مراسم تدفین ندارد، آن را از یکی از دوستانش قرض می گیرد. دوستی که از زمانی که این لباس را دوخته است، هیچگاه مجبور به پوشیدن آن نشده است!

 "کجا ممکن است پیدایش کنم" (که عنوان کتاب نیز از آن برداشت شده است) داستان وکیلی است که با پذیرفتن وکالت افرادی که به صورت غیرعادی مفقود شده اند، به دنبال یک دریچه می گردد. او نمی داند که این دریچه شبیه چیست ولی مطمئن است هر وقت آن را ببیند، خواهد شناخت.

 "سگ کوچک آن زن در زمین" قصه مردی است که برای تعطیلات به یک شهر ساحلی می رود و در آنجا با زنی آشنا می شود و ...

 "راه دیگری برای مردن" سرگذشت دامپزشکی ژاپنی است که در زمان جنگ جهانی دوم در چین اشغال شده درون یک باغ وحش کار می کرده است و پیش از پایان جنگ به دلیل همکاری با نیروهای ژاپنی دستگیر می شود و در اردوگاه کار اجباری روسها در اثر سیل کشته می شود.  

 "خواب" هم داستان زنی است که نمی تواند بخوابد.همین!

 مترجم کتاب بزرگمهر شرف الدین است که عمراً از او تا بحال کتابی نخوانده اید!

 نشر چشمه هم کتاب را به قیمت 1700 تومان چاپیده است!

+نوشته شده در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت18:16توسط رضا سعیدی |